ادامه مطلب

|
سابقه كار تفحص به ايام دفاع مقدس برميگردد، شايد از همان روزهاي نخستين دفاع در برابر رژيم متجاوز بعثي بود كه كار جستجوي شهدا نيز شكل گرفت، البته اين كار ابتدا در قالب واحد رفاه كه قبل از تشكيل ، تعاون سپاه ناميده ميشد، انجام ميگرفت كه سازمان معيني نداشت. همان رزمندگاني كه در خط مقدم شركت ميكردند، مهمات حمل و نقل ميكردند و يا نفرات را جابجا ميكردند، مجروحين و شهدا را هم تخليه ميكردند...
ادامه مطلب |+|
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه نهم فروردین 1388 و ساعت 16:33
نصرتالله محمودزاده، نويسنده كتاب "تيكههاي آينه" در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، اظهار داشت: عصر روز هفتم دي ماه امسال در موسسه فرهنگي هنري جنات فكه با آقاي حكيمالهي، يكي از همرزمان دوران جنگ ديداري داشتم. او براي 20 دي ماه و گراميداشت شهداي شيميايي بهبهان مرا دعوت كرد. براي اينكه كاري براي آن شهدا انجام داده باشم، قول نوشتن كتابي را درباره بچههاي شيميايي گردان فجر دادم. ادامه مطلب |+|
نوشته شده توسط حسین در جمعه چهارم بهمن 1387 و ساعت 23:9
ادامه مطلب |+|
نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 3:48
اين نرم از قسمتهاي زير تشكيل شده است: ۱- زندگي نامه-خصوصيات-نحوه شهادت-وصيتنامه ۲- خاطرات-دست نوشته ها-شعر ۳- گالري تصويري-فيلم ۴-مقالات-كتاب شناسی
|+|
نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 17:48
دست نشان،دوم آذرماه 1335 در شهرستان بهبهان متولد شد.او دوران نوجوانی و جوانی اش را در بحبوحه انقلاب اسلامی گذراند.در همین گیر و دار هم در سال 1356 به وسیله ساواک بهبهان دستگیر و 45روز زندانی شد که به دنبال آن به اهواز مهاجرت کرد.حضور در جمع بچه های مسجد جوادالائمه(ع) اهواز و ادامه فعالیت های انقلابی هم موجب شد این جمع،پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با آغاز
رزمندگان گردان کربلا قبل از عمیات بدر
جنگ تحمیلی،هسته اولیه 13نفره گردان نور(کربلا) را به وجود بیاورد.گردانی که با نشان دادن لیاقت و کارایی اش خیلی زود به تیپ 1 زرهی اهواز تبدیل شود.حضور فعال و موثر شهید دست نشان در عملیات های مکرر این گردان،بارها برای او مجروحیت به دنبال داشت که غیر از چند بار مجروح شدن نه چندان جدی از ناحیه دست،صورت و پا،خیلی راحت از کنارشان گذشته بود،اما ورود آن روز سلاح های شیمیایی عراق به صحنه های جنگ،زهری به بدن او و بسیاری از رزمندگان وارد کرد که سال ها بعد،به یکباره آنها را به اسارت گرفت و برد. شهید دست نشان در عملیات والفجر8 به همراه دیگر همرزمانش در جزیره فاو مورد حمله شیمیایی قرار می گیرد،اما به گفته خودش از مهلکه جان سالم به در می برد.تا اینکه در عملیات کربلای 4،در جزیره مینو و سهیل مطمئن می شود که به دلیل شدت بمباران شیمیایی و کمبود وسایل لازم،به طور قطعی آلوده به گاز شیمیایی خردل شده است.مسمومیتی که حدود 18 سال،تقریبا ناشناخته مانده بود و حتی پزشک ها،عوارض خفیف ناشی از آن را با سرماخوردگی ساده اشتباه می گرفتند.
اما سرانجام،6ماه پایان عمر آن شهید،هیولای شیمیایی خردلی رنگ،وقتی مطمئن شده بود که حریفش ضعیف شده است،خودش را به صورت علنی نشان داد و دست نشان را راهی بیمارستان کرد.چند صباحی بعد و در روزهایی که بهار در طبیعت کم کم خودی می نماید،در چهارمین روز از بهار86 در اثر مسمومیت شدید ناشی از گاز خردل به شهادت رسید.
در سینه غم سوخته اش رازی داشت با نور شهیدان دل دمسازی داشت
در دست،نشان عاشقی را می برد در پهنه عشق،بال پروازی داشت
|+|
نوشته شده توسط حسین در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت 1:58 |
|